|
|
|
|
|
وبلاگ آرمینا یک ساله شد ، توی این یکسال با خانواده های زیادی آشنا شدیم ، به وبلاگشون سر زدیم ، نظر دادیم ، باهاشون آشنا شدیم ، رفت و آمد پیدا کردیم ، از نوشته هاشون استفاده کردیم ، تو جشن های تولد بچه هاشون شرکت کردیم و ..... واقعاً که دنیای زیبایی است ، دنیای وبلاگ نویسی ... امروز وبلاگ دوشس رو میخوندم ... بالاخره روزی رسیده بود که آهو خانوم که تولد هفت سالگیش بود ، شروع کرده بود به وبلاگ نویسی و اولین نوشته هاش رو تایپ کرده بود و چه ذوقی کرده بود مامان آهو ... واقعاً زیباست .. بعد از این همه سال برای یکی دردونه ات بنویسی و روزی برسه که بتونه نوشته ها رو بخونه و خودش بنویسه....یعنی یه روزی آرمینا اینا رو میخونه ....؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط بابای آرمینا
|
|
||