تبليغاتX
آرامش ما

آرمينای ما آرامش ماست و آرامش ما آرمينای ماست
اگه می بینید این روزا هیچی ننوشتم ، بخاطر اینکه یکی از دوستان نظر داده بود که نوشتن مطلب بدون عکس آرمینا ، ممنوع!!
( خوب ... چه ربطی داشت ..؟!!)

باشه ... الان ربطش رو می گم....
چند روز پیش آرمینا خانوم ما ...دوربین عکاسی دیجیتالیه ما رو گرفت و یعنی میخواست عکس بگیره ... هر کاریش کردیم که دوربین رو ازش بگیریم نشد که نشد ... و جیغش می رفت هوا و هی می گفت : « ات ...ات » یعنی «عکس» .....
منم بغلش کردم که یه جورایی سرگرمش کنم و دوربین رو ازش بگیرم ...که یهو دوربین از دستش جدا شد و منم توی هوا هرکاری کردم که دوربین رو بگیرم نشد ...تازه دستم به دوربین خورد و سه چهار متر اونورتر افتاد .....
.
.
.
نگاش کردم ... وارسی کردم ...دیدم ...بـــله ! .... لنز دوربین از کار افتاده ....
فرستادم تهران ( نمایندگی) .... درست شد...
و دیروز دستم رسید...
پس منتظر پست جدید به همراه عکسهای جدید آرمینا باشید...
(-:
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط بابای آرمینا  | 

چند عکس و دیگر هیچ .... توضیحات این عکس ها که با موبایل گرفته شدن .. با شما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط بابای آرمینا  |